محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5273
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« و ويرانگرى آن مايهء بيم است . « خوشا به مردم شام و واى بر آنها « كه زندگى سوى آنها رفت « و يا ويرانى . « اگر به صلح آيند ابرى سود بخش است و باران زاى « و گر نه قطرات آن ويرانى آور است « پدرت يحيى پسر خالد « پدر شاهان است « و برادر بخشندگى و نعمتها كه كوچكهاى آن « بزرگ است . « ميان برمكيان چه بخششها مىتوان ديد « و نعمتها كه به نهايت آن نمىتوان رسيد . « هر كه به نزد تو فرود آيد ، « با ستارگان نيكروزى همراه است . « و گروهى كه تو پناه آن باشى « قرين عزت است . « مگر حوادث دهر مرا ، « از جعفر باز مىتواند داشت . « ديده از دورى وى نگران است ، « و دل از تذكار وى باز نمىماند . » گويد : جعفر بن يحيى ، صالح بن سليمان را به بلقا و توابع گماشت و عيسى بن عكى را بر شام جانشين كرد و بازگشت ، رشيد وى را حرمت افزود چنان كه گويند : وقتى به نزد رشيد رسيد و پيش وى رفت ، دو دست و دو پاى وى را ببوسيد . آنگاه پيش روى وى